|
|
|
|
|
وقتي پخش سريال «شمس العماره» آغاز شد، کمتر کسي فکر مي کرد اين سريال يکي از ده سريال برتر تلويزيون در ده سال اخير باشد چرا که نه سامان مقدم تجربه درخشاني در ساخت سريال داشت و نه شبکه دو سيما توانسته بود سريال هاي قابل توجه را روانه آنتن کند. به هر حال آخرين فيلم به نمايش در آمده از سامان مقدم يعني «کافه ستاره» به عنوان فيلمي درخشان و به يادماندني، اين اميدواري را مي داد که با سريال قابل توجهي روبه رو باشيم و همين طور هم شد. در حقيقت مردم و مخاطبان توانستند در حدود هفتاد روز پخش اين سريال، با آن زندگي کنند و درد دلها و تجربيات خود را در آن بيابند و بايد گفت اين موفقيت بيش از همه حاصل مديريت توامان سامان مقدم، رامين عباسي زاده و اميد سهرابي در مقام کارگردان، تهيه کننده و نويسنده سريال است که به وضوح توانستند با يک هماهنگي دقيق، فضا را براي توليد يک اثر هنري طوري آماده کنند که احساس کنيم يک «کارتيمي» با انسجام مناسب به مخاطبان عرضه شده است. «شمس العماره» در حقيقت کارگرداني عالي يک متن خوب است که مي تواند الگويي براي تلفيق ملودرام و طنز تلويزيوني باشد. بايد پذيرفت سامان مقدم توانسته است با رعايت يک اجراي روان و فراگير، سريال خلاقانه اي توليد کند. در اين راستا، استفاده از مشاوره هاي اجتماعي روانشناختي بي تاثير نبوده و حتي به عنوان شاخص مهم و اثرگذار در توليدات آينده مورد توجه است. اما از آن طرف اگرچه انتخاب بهترين بازيگر سريال کار دشواري مي نمايد اما ضعيف ترين بازيگر سريال «هانيه توسلي» است که به وضوح نتوانسته است خود را با فضاي شمس العماره و نقش ليلا وفق دهد، شخصيتي که مي توانست با حضور ديگر بازيگران جوان و آينده دار، بهتر از کار درآيد. در عين حال بايد اذعان کرد رويا تيموريان با بازي در اين سريال، بهترين بازيگري دوران بازيگري خود را انجام داده است و البته فرهاد آئيش هم فوق العاده است. در کنار اينها بازي مرجانه گلچين و اميرحسين رستمي و مسعود رايگان عالي است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 11:53 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتي مي شنويم قرار است تعدادي از فعالان فرهنگي هنري رسانهاي عرصهي دفاع مقدس با حضرت آية الله خامنهاي ديدار داشته باشند، فكر ميكنيم قرار است در فضايي شاداب و البته انتقادي-پيشنهادي، جديدترين راهكارهاي بسط و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت مرور شود.
اما ديدار روز سهشنبه، بيستوپنجم رمضان المبارك، بيش از پيش ثابت ميكند، مشكل اساسي در خود همين فعالان فرهنگيست، فعالاني كه نگارنده نيز به حضور در جمعشان افتخار كرده است. وقتي همين فعالان نميتوانند برنامهريزي درست و دقيقي براي اين ديدار داشته باشند، نشانهي چيست؟وقتي از انتخاب يك مجري توانا براي ادارهي جلسه ناتوانيم و مجري منتخب، بارها با صحبتهاي خستهكننده و اضافي خود، وقت جلسه را ميكشد، نشانهي چيست؟وقتي برخي پشت تريبون قرارگيرندگان از سخن گفتن تيتروار و اختصاري در يك وقت محدود و فشرده ناتوانند و بعد از سلام و درود و احوالپرسي، عريضهاي باز ميكنند براي خواندن، نشانهي چيست؟ در اين بين شايد تنها سيدمهدي شجاعي، مجيد مجيدي، مرتضي سرهنگي و مسعود فراستي رعايت وقت مقرر را ميكنند. وقتي براي هنر موسيقي، يكي از همان ۳ يا ۴ دقيقه وقت صحبت كردن را اختصاص نميدهيم تا مجيد انتظامي، مجيد اخشابي، احسان خواجهاميري يا امير تاجيك سخني بگويند، نشانهي چيست؟ وقتي در همين جلسه هم تاب و تحمل آراي مخالف را نداريم و پس از سخنان هنرمندي فيلمساز كه ميگويد:"آقا، ما حالمان خوب نيست و نگرانيم"، ديگري مي آيد كه "نه، ما حالمان توپ است"، اين نشانهي چيست؟ وقتي در اين نشست واقعا مهم، كمتر به راهكارهاي عملي برون رفت از مظلوميت فرهنگ ميپردازيم، نشانهي چيست؟ وقتي از اختصاص وقت اظهارنظر براي فراهماورندگان پرتيراژترين كتاب سال و قرن و...، يعني"دا" دريغ ميورزيم، نشانهي چيست؟ وقتي فضاي صميمي و نشاط موجود در جلسه به صحبتهاي آقا دربارهي خاطرهي سردار قرباني خلاصه ميشود، نشانهي چيست؟وقتي خودمان در جلسه، همهمه راه مياندازيم و گاهي داد و بيداد ميكنيم كه چه كسي حرف بزند و چه كسي نزند و آقا نيز سكوت ميكنند، نشانهي چيست؟ما حتي از برنامهريزي براي شنيدن صحبتهاي آقا در جلسه عاجز بوديم. اينها همه نشانهي يك چيز است:از ماست كه بر ماست. برونرفت از اين ماجرا براي ما فعالان فرهنگي هنري، نشدني نيست، اما دشوار است.سرلوحهها هم بايد همان سه نكتهي مورد اشارهي آقا باشد. ما فعالان فرهنگي هنري رسانهاي عرصهي دفاع مقدس ميتوانيم با "تلاش"، "خلاقيت"، و "اميد به آينده"، آيندهاي بهتر را نويد دهيم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:28 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
رستگاران اگر چه نشان دهنده پختگي سيروس مقدم در «فرم» تلويزيوني است اما همچنان «محتوا» زير سوال است. اين مجموعه تلويزيوني که پيش از اين «آشفتگي» نام داشت- نامي که بيش از «رستگاران» برازنده آن بود- در فرم و قاب بندي درست و البته توجه به شروع و پايان هر قسمت در کنار موسيقي متن و تصويربرداري و برخي بازي ها از جمله آتيلا پسياني، عاطفه نوري، کاوه خداشناس و آناهيتا افشار قابل تحسين و تا حدودي مثال زدني است، البته از کارگرداني مانند سيروس مقدم جز اين هم انتظار نمي رود که پس از ساخت شش سريال تلويزيوني نتواند به فرم درست دست پيدا کند اما آسيبي هم در همين بحث فرم، سريال هاي خوش ساخت او را تهديد مي کند که همانا «تکرار» و «دلزدگي مخاطب» است، به عبارت ديگر او بايد تمام تلا ش خود را بکارگيرد تا در سريال هاي بعدي خود بتواند نوآوري هاي فرمي را در ساخت سريال بکار گيرد تا قاب بندي هاي او براي مخاطب، جلوه اي از تکرار و درجا زدن معنا نيابد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 10:10 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
اين هفته بعد از مدتها نشستم تلويزيون ببينم.چشمتان روز بد نبيند.
مجري مسابقه مار و پله در شبكه تهران عصر شنبه ميگفت: يه چايي(!) بريزيد بياييد پاي برنامه ي ما بشينيد! در يه برنامه پر مدعا روي صفحه مي آيد:اللهم صلي(!) علي محمد و آل محمد(ميدونيد كه صل درست است نه صلي، صلي مفرد مونث(!) است). در گزارش مسابقه فوتبال پرسپوليس و صبا، جواد خياباني باز هم مثل خيلي از گزارشاش روي اعصاب راه ميرفت و ميگفت: محمد پروين آدمو ياد تكنيكهاي پدرش مي اندازه، به قول معروف پسر كو ندارد نشان از پدر! باز هم ميگفت: ورزشگاه شاهد اينه كه تماشاچياي بيشتري دارند ميان توش! توي شبكه دو با اون برنامه مزخرف قبل از افطارش، روي صفحه تلويزيون زيرنويس شد:حجة السلام(!) و المسلمين سرلك! توي شبكه تهران گوينده اخبار بجاي "افراد تحت تكفل هر خانواده" ميگفت: "افراد تحت تكلف(!) هر خانواده"! توي سريال بعد از افطار شبكه سه، كميته ايها سرشونو ميندازن پايين صاف ميرن توي خونه مردم!احتمالا مطمئنن كه همه حجاب سرشونه! توي شبكه يك هم رييس جمهور مياد ميگه فلان وزير مثل هلوه.آدم ميخواد بخوردش! خلاصه من هم قاطي كرده ام كه اين روزها ميشينم وقت ميذارم تلويزيون ميبينم.اونايي كه اين روزا تلويزيون نميبينن، حتما يه چيزي سرشون ميشه.توبه ميكنم كه در ماه رمضون وقت گذشتم تلويزيون ديدم!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:5 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
او را بسيار در گورستان ميديدند. پرسيدند:اينجا چه ميكني؟ گفت:با مردماني همنشيني ميكنم كه آزارم نميدهند، اگر از آخرت غافل شوم، يادآوريم ميكنند و اگر نزد آنان نباشم، غيبتم نميكنند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 8:21 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
دنيا در "عزت" ، "بينيازي" و "آرامش" خلاصه ميشود: آنكه زهد ورزد، "عزت" مييابد و آنكه قناعت پيشه كند، "بينياز" ميشود. همچنين آنكه تلاش و كوشش براي دنيا را رها كند، "آرامش" پيدا ميكند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 8:7 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
از وي پندي خواستند.گفت:هيچ چيزي نيست كه چشمت بر آن افتد و در آن پندي نباشد. اين گفتار البته اصلا ربطي به اين هم نداره كه امروز قطارهاي مترو در ساعاتي، در ايستگاه هاي "بهارستان" و "ملت" توقف نمي كرده و گازشو ميگرفته ميرفته! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:52 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
حكيمي گفت:
جامهاي درپوشيم كه به خدمتمان درآيد نه جامهاي كه ما به خدمتش درآييم! اين را البته حكيمي گفت اما اين جمله هميشه در حافظه تاريخ ماندگار است و ملال آور نيست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 17:58 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
رجب دارد تمام ميشود، يكي از اجزاي سه گانه، اما دو گام باقيست يكي از ديگري عزيزتر |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:21 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
حالا كه انتخابات تمام شده بياييم... ديگر دروغ نگوييم، به هم نپريم، فحش ندهيم حتي مودبانه، گذشته را تماما زير سوال نبريم، با عربدهكشي در خيابانها، آرامش را از خودمان سلب نكنيم، قانوني وضع كنيم تا ستاد انتخابات كشور دست دولت وقت نباشد تا حرف و حديثي پيش نيايد، اس ام اس ها را دوباره وصل كنيم!، باز هم مناظره كنيم و بيشتر، خط آهن شيراز اصفهان را درست كنيم...! البته يه كاري هم بكنيم كه صداوسيما آدم شود! راستی این facebook هم چیز خوبیه ها!!!! اونایی که عضو نیستن بجنبن بدرود |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:6 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره ي اخلاق انتخاباتي زياد گفته اند و شنيده ايم.چون احساس ميشود در شرايط حاضر كمتر حرف بزنيم بهتر است از وبلاگ شريف "وقايع ابن محمود" به آدرس ebnemahmood.blogfa.com متن زير را انتخاب و فقط با يك تغيير در زير عينا آورده ميشود.اينها احتمالا حرفهايي است كه گوينده هايش مي خواسته اند اينگونه بگويند و البته با رعايت احترام فقط اندكي تغييرش داده اند!بخوانيد و حال كنيد و نويسنده اش را دعا.آن یک تغییر هم درباره نام شخصیتی است که قرار نبود در جمهوری اسلامی مسوولیت بگیرد ولی با نیم رای گرفت! چمران: سیاست خارجی دولت نهم، اسراییل را سوسک کرده است. دیوان محاسبات: یک میلیارد دلار گم نشده، هپلی هپو شده. 20:30 : به دلیل یبوست ناشی از خوردن غذاهای ناهمگون، کروبی سفرش را ناتمام گذاشت. کروبی: سالم و سرحال هستم، بیا و ببین! آقا تهرانی: احمدی نژاد همه ملت ایران را آدم کرده است. رضایی: من اگر رییس جمهور شوم، اجازه نخواهم داد رابطه ایران و آمریکا لنگ در هوا بماند. کلانتری: اگر میرحسین رییس جمهور نشود، شلوارمان را از پایمان در میآورند. احمدی نژاد: موشک سجیل 2 را وسط ناموس غرب ترکوندم. کیهان: میرحسین از سال 57 به این طرف رشد عقلیاش متوقف شده است. عبدی: حال میکنم که بعد از 22 خرداد، بیکار شدن جلاییپور را ببینم. شریعتمداری: مدعیان اصلاحات مشغول مالیدن بیضتین اوباما هستند. ذوالنور: پاتکی که رضایی از پشت به ما زد، بعثیها هم نزده بودند. رضا خاتمی: احمدی نژاد ملت ما را گدا کرده است. دانشجو: انتخاباتی برگزار بکنم که همهتان کف کنید! زاکانی: اصلاحطلبان از بس مرعوب غرب بودند با آنها زیر میز مذاکره میکردند. کروبی: شد ما یه برنامه بدیم، احمدینژاد وسط زمین و هوا آن را کُپ نزند؟ سقای بیریا: دولت نهم در همه خانههای گلی را گل گرفت و چنان بتونی ریخت که صد ریشتر زلزله هم خرابش نمیکند. ضرغامی: من به کروبی غبطه میخورم. ماشاءالله ایشان عین بنجامین باتن روز به روز جوانتر میشوند. فائزه هاشمی: اگر میرحسین رِأی بیاورد، کاری میکند ما زنها یک دقیقه هم از پا ننشینیم. فاطمه کروبی: قبای مدیریت مردانه نیست. با دامن هم میشود خدمت کرد. میرحسین: هیچ نابغهای نمیتواند همه تصمیمها را یکتنه بگیرد، چه برسد به کسانی که آیکیو هم ندارند. احمدینژاد: وظیفه ما خدمت به مردم است. حتی به زور. ولو اینکه خودشان هم نخواهند. سعیدی: بعد از پیامبر (ص) این احمدینژاد بود که توانست دولت کریمه تشکیل بدهد، ولاغیر! کوچکزاده: بزرگان باید مواظب باشند. کیهان: شیخ اصلاحات باز هم تِر زد! کروبی: احمدی نژاد با گُنده گوزیهای خود بزرگترین خدمت را به اسراییل کرد. صفار هرندی: میرحسین باید به ما بگوید با 400 ـ 500 میلیارد دلار دوران جنگ مشغول کدام خیانت بوده است؟ صدا و سیما: کروبی هنگام فحش دادن به طرفداران موسوی خناق گرفت. کرباسچی: میرحسین باید تکلیفش را روشن کند که میخواهد در کدام حوض زیرآبی برود. میرحسین: عقل فردی نمیتواند جای خرد جمعی را بگیرد. مخصوصاً عقل بعضی از افراد کم عقل. شریعتمداری: زهرا رهنورد اگر راست میگوید عکسهای قبل از انقلابش را بدهد من ببینم. احمدی نژاد: دست مافیا را قطع کردم که اینطور به جلز ولز افتادهاند. رضایی: من نگفتم احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه برده. بلکه گفتم صاف انداخته به داخل پرتگاه. سروش: آن به که حرف دهنت را بسنجی تریاکی غارنشین! دولتآبادی: سروش 30 سال به ریش روشنفکران این مملکت خندیده! ایران: خاتمی از پوست خربزه هم نمیگذرد. اعتماد: ریدمان رسمی احمدی نژاد به اقتصاد ایران. جوان: کسی با شال سبز تا حالا نتوانسته مملکت بسازد. اعتماد نو: امروز کروبی هم مشارکت را لوله کرد و هم به خدمت رایحه خوش خدمت رسید. قوچانی: کروبی تکبر ندارد. اگر کسی به حرفش گوش نداد، او به حرفشان گوش میدهد. سعیدلو: دور سوم سفرهای استانی به کوری چشم دشمنان آغاز میشود. مایلی کهن: آدم در مترو بمیرد زودتر به بهشت واصل خواهد شد. محسن هاشمی: فوتبال ما اسهال گرفته است. علی آبادی: کسی را پیدا نمیکنم که به اندازه احمدی نژاد خوشفکرتر باشد. مهرعلیزاده: تا من بودم کسی ازین غلطها نمیکرد. انصار حزب الله: دلمان برای گفتمان و کوفتمان تنگ شده است. دیوان محاسبات: هر غلطی میکنید، بکنید. شکر اضافی ممنوع!
یک ماه بعد، رییس جمهور منتخب و مردمی: مردم ما در این انتخابات نشان دادند که بهترین مردم دنیا، بهترین تماشاگران و خلاصه با اخلاقترین آدمهای روی زمین هستند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:27 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
بياييم وصيت خود را بنويسيم! بدرود
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:30 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهي به "آنها" سرودهي فاضل نظري اگر «گريه هاي امپراتور» و «اقليت» - دو مجموعه شعر فاضل نظري - فصل هايي در ستايش «عشق» و «مرگ» بودند، «آن ها»، مجموعه جديد او، در ستايش «سفر» است: «در روزگار شما آن هايي ست. خود را با آنها همراه کنيد. آن هايي که چون ابر مي گذرند.» آنان که «اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود... يک شهر تا به من برسي عاشقت شده است» برايشان يادآور «گريه هاي امپراتور» و «من کجا بيشتر از حق خودم خواسته ام... مرگ حق است، به من حق مرا برگردان» يادآور «اقليت» است، اين روزها و در ايام برپايي جشنواره کتاب تهران، در غرفه انتشارات سوره مهر شاهد «سه گانه فاضل نظري» هستند که با حضور مجموعه شعر «آن ها» کامل شده است، مجموعه اي که با 51 غزل ناب و با طراحي کم نظير مجيد زارع، دوستداران شعر و ادب پارسي را سيراب مي کند. و اينها تنها نمونه ايست از ابياتي که در غزل هاي مختلف مجموعه «آنها» ديده مي شود و نشان دهنده زبان شعري فاضل نظري و تسلط او در به کارگيري واژه هاست، حتي در جايي مي گويد: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
"آنها" نام مجموعه شعر جديد دوست فاضلم، فاضل نظري است كه شامل ۵۱ شعر ناب است.
بدون ترديد اين مجموعه كه با طراحي روحنواز مجيد زارع و به همت انتشارات سورهي مهر در نمايشگاه كتاب رونمايي ميشود، مشتاقان شعر و غزل فارسي را سيراب خواهد كرد. سورهي مهر همچنين در حركتي جالب، سه گانهي فاضل نظري را كه شامل "گريههاي امپراتور"، "اقليت" و "آنها" ميشود در قالب پكيجي زيبا و فرهنگي به دوستداران شعر عرضه كرده كه جاي تقدير دارد. مطمئنم كه "آنها" بيش از دو مجموعه قبلي حرف براي گفتن دارد و بحثهاي پيرامون آن، بويژه پيشبيني فروش استثنايي آن، روزهاي آينده هم ادامه خواهد داشت: "در روزگار شما "آنها"يي است. خود را با "آنها" همراه كنيد."آنها"يي كه چون ابر ميگذرند (انّ في ايّام دهركم نفحات، الا فتعرّضوا لها) ...وضع ما در گردش دنيا چه فرقي ميكند زندگي يا مرگ، بعد از ما چه فرقي ميكند...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:32 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره «اخراجي ها» بسيار نوشته و گفته شده است. محمل اين نوشتار، گفت وگوي فريدون جيراني با مسعود ده نمکي در برنامه وزين «دو قدم مانده به صبح» است که چند روز گذشته از شبکه چهار سيما روي آنتن رفت. فارغ از آنکه موضوع برنامه «تحليل فروش اخراجي ها» بود، اما کمتر درباره موضوع صحبت شد، بايد گفت بحث مورد نظر با يک اظهار نظر عجيب از سوي فريدون جيراني آغاز گرديد و آن هم تقسيم بندي سينماي ايران به «قبل از اخراجي ها» و «پس از اخراجي ها» بود! کارشناس برنامه با اين استدلال که اخراجيها باعث افزايش مخاطبان سينما شده است، به اين تقسيم بندي خارق العاده (!) دست زد، غافل از اينکه سينماي ايران بيمارتر از اين حرف هاست که بخواهد با فروش يک فيلم احيا شود و مخاطبان کاذب ايجاد شده براي آن فيلم، مخاطباني باشند که براي سينما بمانند. ده نمکي در ادامه برنامه به قياسي مع الفارق دست زد و «اخراجي ها» را «آوردن راهيان نور در بين مردم» خواند!به هر حال از ديرباز گفته اند "شنيدن کي بود مانند ديدن". |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:33 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
اگه دقت كرده باشين اين روزها همه مشغول "حرف زدن" اون هم گاهي از نوع "ور زدن"(!) هستند، چه سياسي چه ورزشي چه اجتماعي چه اقتصادي. البته "حرف زدن درباره فرهنگ" مثل هميشه مظلومه و مظلومانه تر اينكه وقتي هم حرفي زده ميشه اكثرا يا حسابي نيست يا آمار دروغ توش داره يا شعاره يا تفسير سياسي از اون ميشه! بياييم لحظه اي با خود درنگ كنيم. اين همه حرف زدن و فك و فلك را اذيت كردن براي چه؟ سكوت را هم امتحان كنيم، بي ضرره، حتي اگه پيامدهايي داشته باشه. بدرود |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 7:34 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
تلويزيون، بهترين سريالش رو براي عيد سوزوند تا اين سريال اين روزها در سه روز هفته از شبكه يك پخش بشه. اشك ها و لبخندها رو از دست نديد.
حكايت اينكه قرار بوده اين سريال، اساسي دچار سانسور بشه كه حسن فتحي زير بار نميره و چون بعضي مديران در مرخصي نوروزي بودند و تصميم گيري غير ممكن، بعد تعطيلات تازه با هم كنار ميان تا سريال با حداقل مشكل بره براي پخش:شنبه ها و دوشنبه ها و چهارشنبه ها ساعت ۲۲ شبكه يك اما درباره سريالها و مجموعه هاي نوروزي، سعيد مهرپور از خبرگزاري فارس تماس گرفت و نظرخواهي كرد كه متنش رو براتون مي ذارم: «حسنشيخحائري» عضو انجمن منتقدان سينماي ايران، در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در ارزيابي سريالهاي نوروزي تلويزيون،گفت: بهنظرم ميرسد امسال تلويزيون در توليد سريالهاي نوروزي در پنج سال اخير، ضعيفترين سال خود را سپري كرد و در مجموع، نتوانست با عموم مخاطبان ارتباط برقرار كند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:1 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
اولا اميدوارم در سال نو به احسن الحال برگشته باشيم و در آن بمانيم. ثانيا حكايتيست كه مي گويد "روزي بر بام عبادتگاهش چنان گريسته كه آب از ناودان روان شده بود و بر رهگذري چكيد. رهگذر پرسيد اين آب پاك است يا نجس؟پاسخ داد پاك نيست كه اشك چشم گناهكار است..." ثالثا آرزوي موفقيت براي همه
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 8:21 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«دا» خاطرات سيده زهرا حسيني از روزهاي آغازين دفاع مقدس است که به همت سيده اعظم حسيني و انتشارات سوره مهر منتشر و به چاپ دوازدهم رسيده است.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 10:44 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
به بهانه اكران در تالار انديشه حوزه هنري
بدون شک، «درباره الي»، ساخته تامل برانگيز اصغر فرهادي، سينمايي ترين فيلم جشنواره امسال فيلم فجر بود، فيلمي با يک کارگرداني استثنايي که تا امروز و به شايستگي توانسته است دو جايزه کارگرداني بگيرد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 8:58 توسط حسن حائري
|
|
||