بسم الله الرحمان الرحیم
مادر هرچه کند، اهل خانه هم یاد می گیرند ...
مثلا اگر شهید شود ...
والسلام
بازی فراموش نشدنی شهاب حسینی سریال "شوق پرواز" باعث می شود تا با قاطعیت بگوییم هیچ بازیگر دیگری نمی توانست اینقدر مسلط در این نقش بازی کند و البته در این بحث از کارگردانی تاثیرگذار ید الله صمدی و همراهی او در بازنویسی فیلمنامه در کنار موسیقی شنیدنی محمدرضا علیقلی نیز نمی توان غافل بود.
عبارت "عباس عزیز عاشقانه ای سروده ایم تقدیم به تو" در ابتدای تیتراژ، مخاطب را جذب می کند تا با عاشقانه ی سروده شده همراهی کند اما ادامه ی تیتراژ چندان جذاب نیست و یک حرکت خطی روی ابر دارد که به تکرار می رسد و نوآوری خاصی در آن دیده نمی شود.
به نظر می رسد حضور فرهاد توحیدی در راس فیلمنامه نویسی این اثر و همراهی حسین تراب نژاد و مهدی محمدنژادیان بعنوان دیگر نویسندگان در یک فعالیت تیمی ومشترک باعث شده تا داستان اصلی با چفت و بستی عالی به داستان های فرعی متصل باشد.
"شوق پرواز" اگرچه در قسمت اول شروع خوب و گیرا و جذابی ندارد اما در ادامه، مخاطب را با خود همراه می کند و هر چه به جلو می رود بهتر و روان تر می شود. بنابر این در تولیدات بعدی نباید فراموش کرد که شروع جذاب تر و ایجاد نوآوری در ورود به داستان نقش بارزی در جذب مخاطبان بیشتر خواهد داشت.
با تاکید می توان گفت یکی از دلائل موفقیت مجموعه "شوق پرواز"، همراهی و همدلی خانواده شهید بابائی در ساخت این سریال است تا جائیکه فرزندان آن شهید بزرگوار هم برای ایفای نقش در سریال مجاب شده اند. البته وقتی می شنویم که این سریال هم با ممیزی هایی دست به گریبان بوده است واقعا نمی دانیم چگونه باید هنرمندان را برای ورود به این عرصه ها تشویق کرد!
استفاده از کرم ابریشم در داستان و همینطور پرداختن به داستان های موازی، تمهید خوبیست برای عدم افت ریتم اثر و همینطور توجه به این نکته که هر فردی می تواند یک عباس بابائی دیگر باشد چراکه شهدای عزیز ما هم انسانهایی مثل ما بودند اما با احساس مسوولیت بیشتر و اخلاص بالاتر که نشان می دهد دست نیافتنی نیستند.
"شوق پرواز" به وضوح بیانگر کوتاهی و قصور و تقصیر ما در سالهای متمادی تاریخ کشور و بویژه بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در زمینه ساخت فیلم و سریال درباره بزرگان این سرزمین است. هم کوتاهی مخاطبان در عدم درخواست و نبود تقاضا، هم کوتاهی هنرمندان و بویژه فیلمنامه نویسان در نپرداختن به این موضوعات و هم کوتاهی و تقصیر مسوولان در عدم برنامه ریزی و زمینه سازی بستر مناسب برای خلق این آثار.
اکنون می توان گفت رسانه ملی در باکس پخش جمعه شب خود از شبکه یک سیما به سطحی از کیفیت رسیده است که پس از پخش مجموعه های ماندگاری مانند "مختارنامه" و "شوق پرواز"، هر سریال یا فیلمی را در این ساعت پخش نکند و برای انتخاب سریال بعدی با وسواس و دقت بیشتری عمل شود تا این سطح کیفی تولید انشاء الله به سایر تولیدات نیز سرایت کند. همچنین لازم می بود درباره زمان مناسب برای چند نوبت تکرار این مجموعه نیز مانند سریال مختارنامه فکری میشد تا علاقه مندان، قسمتهای مختلف این مجموعه را از دست نمی دادند.
اگر بگویی مجرم هستی، دامان عفوت را میگیرم
واگر بگویی گناهکاری، دامان بخشایشت را چنگ میزنم
و اگر مرا به آتش افکنی، جار خواهم زد که دوستت دارم
میخواهم کمال الانقطاع باشم به سویت
(ادامه ترجمه، کار حضرت فیل است!)
معبودا
آنکه تو را میشناسد، مجهول نیست
ما را به خودت متصل کن تا عارف شویم و از غیر تو منحرف.
اگر در آنچه از شعبان گذشته ما را نیامرزیده ای، در باقیمانده اش هوای ما را داشته باش
اینو میگن حج با معرفت ...
ای قوم به حج رفته کجایید ...
یه شیر پاک خورده ای پیدا شود تحقیق میدانی کند ببیند چند درصد بازدیدکنندگان در نمایشگاه به شکم میرسند و به مغز نمیرسند؟! و چند درصد به هیچکدام نمیرسند؟!
مطمئنا" رقم بالایی است!
به نظرتون برای مملکتی که روی نفت و هزاران منبع دیگه خوابیده، زشت نیست بیان بگن هزار تومن به یارانه نون اضافه شده که بتونین هزار تومن بیشتر در ماه نون بخورین؟!
بدرود
وضعیت اکران سینما در سال 89 نشان میدهد سیستم اکران همچنان از قانون و مقررات جامع، تهی است.
امروز سازندگان فیلمهای قابل توجه در سینمای ایران، برای اکران فیلمهای خود باید بجنگند که این مساله زینبده ی انقلاب اسلامی ما، که از اساس انقلابی فرهنگی بوده است، نیست.
واقعا باعث تاسف است که در انبوه اکران فیلم های سطحی، اکران فیلمی قابل دفاع مانند "کودک و فرشته"، تنها به چند سئانس محدود میشود و هیچکس هم پاسخ گوی این وضعیت نیست.
اکران حدود 60 فیلم در سال 89 و فروش هرکدام از این فیلمها، یعنی رقمی بین دو میلیون تومان تا یک میلیارد و پانصد میلیون تومان، نشان از فراز و نشیب فراوان سینمای ایران دارد. البته متوسط فروش همه فیلمهای اکران شده در سال 89، عددی نزدیک به دویست میلیون تومان است که نشان میدهد سینما همچنان و تاحدودی زنده است و تقریبا نفس میکشد.
البته سال 89 اتفاقاتی مانند فروش امیدوار کننده فیلمهای نسبتا خوبی مانند "هیچ"، "نفوذی" و "پسر آدم دختر حوا" را هم تجربه کرد.
مدیریت سینما در دولت و اصناف، در سال همت مضاعف و کار مضاعف، شاهد دعوا و درگیری مضاعف بود و شاید همین دعواهای عجیب و غریب باعث شد تا در پدیده ای استثنایی و البته شرم آور، فیلمی بی صاحب درباره صاحب اصلی و بنیانگذار انقلاب شکوهمند اسلامی بر پرده جشنواره بنشیند!
عدم توجه به مدیریت جامع سینما و عدم مجال فعالیت برای همه سلیقه ها و اصناف سینمایی، باعث شد تا جشنواره امسال بدون دلیل بزرگ شود که حاصل آن هم افزایش فیلم های "متوسط رو به ضعیف" در جشنواره فجر بود.
"طلا و مس" برترین فیلم اکران سال 89 است که توانست سه گانه منوچهر محمدی را با دو فیلم دیگر او یعنی "زیر نور ماه" و "مارمولک" کامل کند.
تلویزیون هم در سال همت مضاعف و کار مضاعف در مجموع امیدوار کننده نبود البته برنامه هایی مثل "صرفا جهت اطلاع"، "20:30" ، "معرفت"، "فیتیله جمعه تعطیله"، "سریال جراحت"، "سریال تاوان"، "سریال زیرهشت" و" برنامه نود"، تاحدودی توانستند یخ تلویزیون را آب کنند اما هیچکدام از این برنامه ها لایق عنوان بهترین برنامه تلویزیونی در سال 89 نیستند.
بدون تردید برگ برنده تلویزیون در سال 89، سریال ماندگار" مختارنامه" است که قطعا بهترین سریال سال 89 است.
به نظر نمی رسد فرهنگ و هنر بخواهد در سال 90 از زیر سایه سیاست نجات یابد و مظلومیت فرهنگ و هنر همچنان ادامه خواهد داشت. وابستگی سینما به دولت هم متاسفانه بعنوان یکی از بدترین وابستگیها همچنان ادامه دارد. امروزه در کشور ما حداکثر 300 سینمای فعال وجود دارد که در برابر جمعیت بالای هفتاد میلیونی کشور، خسی در میقات است. به هر حال در وضعیتی که حداقل 400 شهر کشور سینما ندارد و در برخی از استانها، تنها در مرکز استان سینما وجود دارد، پیش بینی وضعیت سینما و فرهنگ و هنر در سال 90 دشوار مینماید.
جشنواره بیست و نهم فیلم فجر در یک نگاه:
جشنواره ای سرشار از فیلم های متوسط رو به ضعیف
فیلمهایی که توفیق زیارتشان حاصل نشد آگاهانه یا ناآگاهانه. واقعا بعضی از این فیلمها ارزش دیدن ندارند و به شدت سخیفند:
جرم، گلوگاه، ندارها، گلچهره، ارتباط خانوادگی، کوچه ملی، چیزهایی هست که نمیدانی، گلوگاه شیطان، سوت پایان، چشم، پایان نامه.
فیلمهای بی ارزش:
"پاریس تا پاریس": وقتی وسط پروژه قلب یخی، با یک سفارش، فیلت هوای هندوستان سینما را میکند، البته که باید شلم شوربایی شود به نام پاریس تا پاریس!
"جعبه سیاه یازده سپتامبر": بگذریم
"خانه امن است": اینم خودش یه خاطره س!
"یکی از ما دو نفر": بدون شرح!
"آینه های رو به رو": ایده ی شخصی هدر رفته. وجه تسمیه ی بی مسمّا!
"برف روی شیروانی داغ": قبلا مینوشت. حالا کارگردانی میکند. انتظار خاصی نیست از او و احتمالا نخواهد بود.
فیلمهایی با نیم ستاره:(ضعیف)
"آسمان محبوب": امان از استاد با تکرار پری!
"مرهم": هنوز هم بعد از سالها، یاد "نیاز" بخیر.
"پرتقال خونی": بگذریم.
"شش نفر زیر باران": درجا زدن و البته امید به آینده ای روشن.
"فرزند صبح": فیلمی بی صاحاب درباره ی صاحب اصلی!
فیلمهایی با یک ستاره:(معمولی)
"خاک و آتش": تصویر تاریخ
"راه آبی ابریشم": یک ستاره برای جلوه های ویژه
"سیب و سلما": ...
"آسمان هشتم": ادای احترامی نیم بند به امام غریب
"مرگ کسب و کار من است": امید به آینده ای بهتر
"باد و مه": ...
"آفریقا": مینی مالی تجربی با طنز جواد عزتی
"33روز": ای بابا!
فیلمهایی با یک و نیم ستاره:(متوسط)
"گزارش یک جشن": فیلمی حداکثر متوسط از کارگردانی بزرگ
"آلزایمر": تلاش برای قصه گویی. "دیوانه ای از قفس پرید" با همه ضعفهایش بهتر بود.
فیلمهایی با دو ستاره:(نسبتا خوب)
"ورود آقایان ممنوع": طنزی روان، قابل قبول و عامه پسند با چاشنی ضعیف شوخی های جنسی و البته حضور دلچسب مانی حقیقی
"اسب حیوان نجیبی است": به انتظار تجربه ی بعدی عبدالرضا کاهانی. "هیچ" همچنان بهترین فیلم اوست.
"سفر سرخ": نگاه واقع بینانه فرخ نژاد به دفاع مقدس ستودنی است.
"آقایوسف": تجربه ای نسبتا دلچسب از حضور تئاتری ها در سینما با بازی درخشان مهدی هاشمی
"سعادت آباد": اسمی بی مسمّا ولی اثری که حدّ خود را می شناسد. میری کارگردان جوان و قابل احترامیست.
فیلمهایی با دو و نیم ستاره:(خوب)
" سیزده پنجاه و نه": مدیریت هنری پرستویی در کنار شادابی و نشاط سالور
"جدایی نادر از سیمین": فیلمی تکراری، تلخ، گزنده و البته قابل تامل. آشکارا نسبت به "درباره الی ..." عقب تر است.
"خیابان های آرام": هوشمندی سیاسی کمیک کمال تبریزی
"اینجا بدون من": پس از تجربه درخشان "پابرهنه در بهشت" و پسرفت "پرسه در مه"، دوباره امیدواری به بهرام توکلی با این فیلم اوج میگیرد.
بهترین فیلم جشنواره:(خیلی خوب و نه عالی)
"یه حبه قند" که حرفهای حرفه ای و از سر دلسوزی میرکریمی باعث شد تا به شکلی غیر حرفه ای، مغضوب هیات محترم داوران شود! بطور مثال حتی کاندیدا نشدن حمید خضوعی ابیانه برای سیمرغ بهترین فیلمبرداری، یک جوک روز است!
تفسیر تصویری آیات میانی سوره مبارکه نجم و افتخاری دیگر برای حوزه هنری.